|
آوای شقایق با شقایقها - پابهپای شهیدان بعدازشهداماچه کرده ايم؟
خدایا به حق شهدا به ما رحم کن. پنجشنبه نهم مهر 1388 :: 1:48 :: نويسنده : جامانده
رفته بودم سفری سمت دیار شهدا که طوافی بکنم گرد مزار شهدا به امیدی که دل خسته هوایی بخورد متبرک شود از گرد و غبار شهدا هر چه زد خنجر احساس به سرچشمه چشم شرمگینم که نشد اشک نثار شهدا خشکی چشم عطش خورده از آنجاست که من آبیاری نشدم فصل بهار شهدا چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق کاش می شد که شود سنگ مزار شهدا
آخرین خط وصایای دل من اینست که به خاکم بسپارید کنار شهدا سه شنبه دهم شهریور 1388 :: 7:28 :: نويسنده : جامانده
بغضهای حقیر ما، روبهروی تصاویر گلگون شما سرریز میشود و راه را برای کلام میبندد؛ با شما شقایقهایم. از شما چه باید گفت و چه باید نوشت؟ واژههای خاکسترگونه ما، فقط بلدند روبهروی شما ضجه بزنند. اما کاش میدانستند که یاد شما حرکت است؛ حرکتی برای بهبودی وضعِ «بودن». چه باید گفت که شما حنجرههای خود را عبور دادید تا آن سوی مرزهای تکبیر، آن سوی مرزهای ندیدن؛ جایی که واژهای یافت نمیشود تا شما را با آن ستود. اصلاً شما که برای تحسین برانگیزی قلمهای ما بوسه بر عطر پرواز نزدید!
هر روز و هر شب، خاکریزها، با اشکها و دعاهایتان گره میخورد. شما، درشتناکی شب را با تکبیرهای فاتحانهتان درهم میشکستید و روزهای سنگر را سپیدتر از بالهای کبوتران میکردید. یکشنبه چهارم مرداد 1388 :: 16:11 :: نويسنده : جامانده
کبوتر بودند آنها که ناگاه، پرکشیدند و در آسمان، به ابرازی ابدی رسیدند؛ کبوترانی که در یک سحرگاه، ندای رستاخیز در گوششان طنینافکن شد و با کولهباری از اخلاص بر دوش، لبیکگوی دعوت معبود شدند.
کبوتران دلاور، قهرمانهای بیمانند این سرزمین، خاک سبز وطن را از دسترس فتنهها و دشمنیها بیرون کشدند و اهریمن را در جای خود نشاندند. اگرچه رد پای رفتنشان، تا ابد بر شانههای زمانه باقی است؛ آنها همیشه هستند و جادهای که فراروی ما گستردند، تکلیف تمام لحظههامان را روشن کرده است. رفتن همیشه تلخ نیست. گاه، رفتنها از همان آغاز، مؤیّد رسیدن است. پرپر شدن، همیشه اشکآلود نیست؛ گاه، حماسهای زبانزد است. باید این خاک فرارفته تا آسمان را که میراث خونهای شهید و بیباک است، با دستهای خداخواهی و با باور بیتردید، در آغوش بگیریم و پاسدار این مرز روبه خدا باشیم. هراسی نیست؛ خداوند، بالای سرِ ایمان ما سایه دارد. هراسی نیست؛ مؤمنان، رستگاران همیشهاند. «نهراسید و اندوهگین مباشید که شما برترید؛ اگر به خداوند ایمان دارید». یکشنبه چهارم مرداد 1388 :: 15:45 :: نويسنده : جامانده
درباره وبلاگ تمام این سرزمینِ سرافراز، تمام خاک این وطن، شقایقزار است. در هر کجا که هستی، هر گوشه این خاک که قدم برمیداری، با چشمهای مترصد، نگاه کن که مبادا روی خون لالهها پا بگذاری! این دیار سربلند، فصلهای سرخ و خونینی را پشت سر گذاشته است. روزگاری این پهناور دلیر، انارستان بود. انارهای عاشق، با سینههای خونین، در همه جا رسته بودند. خزان که نه، اما موسمی رسید که انارها همه بر خاک افتادند و خونشان در تمام ایران زمین جریان گرفت. و از آن همه خون بیباک، مرز تا مرز، شقایق رویید و سرفرازی و سربلندی رواج گرفت. آرشيو وبلاگ پيوندها |
||